“حکیمی”

 

بوی مهر

باز بوی دفتر

پاک کن های سفید

ته مداد قرمز

باز هم مهر رسید

باز هم رج زدن حرف الف

باز هم دخترکی سر به هوا

دختری نازکه نامش کبراست

و د ه ها  سال است

قول ها داده به خود

و گرفته تصمیم

که دگربار، کتاب خود را

باز جا نگذارد. شب به زیر باران

آن کتاب کهنه

هچنان خیس و چروکیده و باران زده است

باز هم سال دگر

باز پاییز دگر

باز تصمیم دگر

باز کوکب خانم

چند مهمان دارد

باز هم سفره رنگین پهن است

و کدام از ماها

در پس این همه سال …

حسرت خوردن از آن سفره کوکب خانم

همچنان با او نیست؟

خوش به حال عباس!

خوش به حال کبری!

خوش به حال حسنک!

که همه دغدغه شان

سفره و دفتر خیس است و صدای یک بز

خوش به حال همه شان!

که ز ما جا ماندند

همه کودک ماندند

و رسیدیم ما به سرابی که هم اکنون هستیم

و غم غربت ایام گذشته است که دایم با ماست.

بوی مهر، بوی مهربانی، بوی لبخند، بوی درس و مدرسه و شوق کودکانه در پیاده روها، بوی نمره های بیست، بوی دفتر حساب و مشق های ناتمام، بوی دوستی و محبت… 

پاییز با خود شور می آورد و قاصدکها خبر بازگشایی مدارس می دهند، درختان آماده می شوند تا با شوق، برگهای رنگارنگشان را چون کاغذهای رنگی بر سر کودکانی که مشتاقانه به مدرسه می روند بریزند و سارها بر شاخه های انبوه درختان صف کشیده اند، تا آوازهای گرمشان را بدرقه کنند. نسیم، نفس های معطرش را هر صبح بر گونه های سرخابی کودکانه شان می دمد تا خواب را در سایه های کوتاه دیوار جا بگذارند و مشتاقانه تا حیاط منتظر مدرسه بدوند.

دیوارهای آجرنمای مدرسه را سراسر شور و شوق پر کرده است. کلاسها با آغوش باز در آستانه درها ایستاده اند تا میهمانان خود را در آغوش بکشند. واژه ها بر تخته های سیاه جان می گیرند و پروانه می شوند تا در نفس های هیجان زده کودکان پرواز کنند و فضای لرزان کلاس را گرم نمایند. چه شور و حالی دارد این روزهای آغاز مدرسه، روزهایی سراسر دلهره، شوق و اضطراب، روزهای مهر و مدرسه، روزهایی که خیابانها سرخوش هیجان لبریز صداهای کودکانه جاری در پیاده روهایند. روزهایی که عشق هر سحر، عاشقانه از پشت پنجره کلاس ها سرک می کشد تا با بالا آمدن آفتاب، تنشان را در نفس های معطر کودکان شست وشو دهند. روزهایی که آفتاب به شوق مدرسه رفتن هر صبح زودتر از آواز خروس ها بیدار می شود. روزهایی که ماه، بالای سر دفترهای مشق به خواب می رود.

 

بایسته های دانش آموزی از دیدگاه خواجه نصیرالدین طوسی (ره) 

1. از خودباختگی و خود فراموشی پرهیز کند.

۲٫ نیت خود را از یادگیری علم، خدمت به اسلام و مسلمین و اطاعت فرمان خدا قرار دهد.

۳٫ در مشکلات زندگی و درس ایستادگی کند و کوشش را از دست ندهد.

۴٫ به معلم و علم احترام گذارد.

۵٫ دوستی انتخاب کند که: (باایمان باشد ـ درس خوان و زرنگ باشد ـ خوش فهم باشد).

۶٫ جزوه های خود را به خط خوش و خوانا بنویسد.

۷٫ درس را پس از فهمیدن، تکرار کند.

۸٫ همت عالی داشته باشد و به مراتب پایین علمی اکتفا نکند.

۹٫ به کلاس درس احترام گذارد و آن را مراعات کند.

۱۰٫ نکات جالبی را که می شنود یادداشت کند.

۱۱٫ با فقه، حدیث و علوم قرآن، به عنوان دروس عمومی محیط های آموزشی آشنا باشد.

۱۲٫ تمام وقت خود را صرف یادگیری کند.

۱۳٫ در حفظ و سلامتی بدن خود کوشا باشد.

۱۴٫ از کشمکش و دعوا دوری کند.

۱۵٫ وقت خود را قدر بداند.

۱۶٫ از رذایل اخلاقی دوری کند.

۱۷٫ با توکل به خدا بر مشکلات غلبه کند.

******************************************************************

بابا مثل هر شب نان ندارد

سارا به سین سفره مان ایمان ندارد

بعد از همان تصمیم کبری ابرها هم

یا سیل می بارد و یا باران ندارد

انگار بابا همکلاس اولی هاست

یا می نویسد این ندارد آن ندارد

بابا انار و سیب و نان را می نویسد

اما برای خوردنش دندان ندارد

بنویس کی آن مرد در باران می آید

این انتظار خیسمان پایان ندارد