یه روز.....











یه روز دستات تودستم بود
ولی واسه دلم کم بود
یه روز چشمام پراز اشک بود
همه زندگی سرمشق بود
یه روز گفتی منم یارت
حالا اون شده غمخوارت
یه روز بوسه روی لبهات
حالا سردن چقدر حرفات
یه روز گفتم تورو میخوام
ببین حالا چقدر تنهام
یه روز تا دیدی گریونم
بهم گفتی نمیمونم
یه روز ترسیدی عاشقشم
زدی آتیش دل و ریشم
یه روز دستام شدن بسته
بهم گفتی شدی خسته
یه روز قلبم پراز کینه
سزای عاشقی اینه
یه روز بودی واسم رویا
حالا رفتی شدم تنها
یه روز.....
+ نوشته شده در شنبه سی ام شهریور ۱۳۹۲ ساعت 11:29 توسط الحب والحیاه(لیال)
|


اهلا وسهلا /خوش آمدید/